«- نازلیبهار خنده زد و ارغوان شکفت.

    در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر.

    دست از گمان بدار!

    با مرگ نحس پنجه میفکن!

بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار ... »

نازلی سخن نگفت؛

                        سرافراز

دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت ...

*

«- نازلی! سخن بگو!

    مرغ سکوت، جوجه ی مرگی فجیع را

    در آشیان به بیضه نشسته است!»

 

نازلی سخن نگفت؛

                       چو خورشید

از تیرگی برآمد و در خون نشست و رفت ...

*

نازلی سخن نگفت

نازلی ستاره بود

یک دم در این ظلام درخشید و جست و رفت ...

 

نازلی سخن نگفت

نازلی بنفشه بود

گل داد و

          مژده داد: «زمستان شکست!»

                                                   و

                                                       رفت ...

 

 

احمد شاملو

Share this Post Share to Facebook Share to Twitter Email This Pin This

نوشته شده در تاريخ برچسب:, توسط شایان دیبا

 

 ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو

به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

 

بهروز یاسمی

Share this Post Share to Facebook Share to Twitter Email This Pin This

نوشته شده در تاريخ برچسب:, توسط شایان دیبا

دقایقی پیش در پی انتشار خبر بیماری استاد محمد حیدری اسطوره موسیقی کشورمان و نگرانی از حال این مرد بزرگ تماسی با ایشان داشتم.ایشان خبر بیماری را مربوط به 9 ماه پیش اعلام کردند و فرمودند به لطف خداوند بزرگ و دعای دوستان در صحت و سلامت کامل به سر میبرند.ا ز آنجا که بسیاری از دوستان نگران موضوع بودند و به سفارش همسر بزرگوار ایشان وظیفه دانستم نتیجه تماسم را به اطلاع عزیزان برسانم.
امیدوارم سایه ایشان و سایر اساتید و پیشکسوتان موسیقی کشورمان کماکان بر سر ما مستدام باشد.

شایان دیبا

Share this Post Share to Facebook Share to Twitter Email This Pin This

نوشته شده در تاريخ برچسب:, توسط شایان دیبا